تبليغاتX
زندگی بدون آزادی شرم آور است

با کمال تأسف ما در اين اواخر شاهد وقوع قتل عام هاي خونين افراد بي گناه مردم هزاره در شهر کويته بلوچستان هستيم که طي آن صدها نفر جان باخته و يا زخمي گرديده اند.
ما اين نوع حملات وحشيانه دهشت افگنان و آدمکشان جنايت پيشه به جان افراد بيگناه را به شدت تقبيح و محکوم نموده و با خانواده هاي داغدار شهدا، مردم شريف و سربلند کويته و حزب دموکراتيک هزاره پاکستان ابراز همدردي مي‌نماييم.
حمله به جان مردم و افراد بي گناه، جز نسل کشي سيستماتيک و دامن زدن به تعصبات نژادي و فرقه اي و در نتيجه ناامن ساختن منطقه و گسترش بحران در سطح بين المللي چيزي ديگري بوده نمي تواند. آنچه در کويته پاکستان اتفاق مي‌افتد بدون شک يکي از نمونه‌هاي عيني جنوسايد ميباشد.
ما از وقوع اين گونه کشتارها به شدت متأثر هستيم و از حکومت جمهوري اسلامي پاکستان مي خواهيم که دست دهشت افگنان را از يک چنين اعمال وحشيانه کوتاه نموده و عاملان آن را دستگير نموده و به محاکمه بکشانند.
ما از مجامع بين المللي و سازمان ها و نهادهاي دفاع از حقوق بشر مي خواهيم که به فرياد قربانيان چنين رويدادهاي خشونت بار گوش فرا داده و اقدامات لازم عملي را در جهت تأمين امنيت آنان و توقف کامل جنايات عليه مردم روي دست گيرند.
بارديگر وقوع اين رويداد را به همه مصيبت ديدگان تسليت گفته و از مردم عزتمند و سرافراز هزارة کويته اخصاً حزب دموکراتيک هزاره پاکستان مي خواهيم که از دست زدن به هر نوع اقدامات خشونت آميز پرهيز نموده، براي بيرون رفت از وضعيت اسفبار کنوني از شيوه‌هاي معقول مدني استفاده نمايند.
حزب وحدت اسلامي افغانستان
کابل - 27 حمل 1390 هجري خورشيدي
+ نوشته شده در  18 Apr 2012ساعت 1 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

امیدوارم سال نو سالی پر از سعادت و خوشبختی ، سالی مملو از صفا و صمیمیت ، سالی پر از خیر و برکت ، سرشار از سلامتی و شادابی برای شما و مردم عزیز و سالی توأم  با استقرار امنیت و نشاط  در همه ابعاد و همراه با ایجاد وحدت و آبادانی در کشور عزیز ما باشد. در این لحظات خوشی و خوشحالی دست به سوی  دعا بلند نموده و ازخداوند متعال بهترین حال در همه زمینه ها را می خواهیم.      

          دلت شاد و لبت خندان بماند

          برايت عمرجاويدان بماند

          خدارا ميدهم سوگند برعشق

          هرآن خواهي برايت آن بماند

          تنت سالم سرايت سبز باشد

          برايت زندگي آسان بماند

          تمام فصل سالت عيد باشد

          چراغ خانه ات تابان بماند

                                      مدیریت وبلاگ اتفاق


+ نوشته شده در  19 Mar 2012ساعت 6 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

محترم سياف! بي احترام و بيسلام با شما سخن ميگويم. من منشي عبدالمجيد و انجنير احمدشاه كه يكي را از قديم مي‌شناختم و با هم دوست بوديم و آن ديگري را در پروسة صلح، دومين جنگ شما بالاي مردم مظلومِ ما آشنا شديم؛ با آنان از هر در سخني به ميان آمد و از هر مقطع تاريخي داستاني خوانده شد. نگراني‌هاي ناشي از وضع موجود كشور و تصميم خطرناك شما در قبال وطن و اقوام ساكن در اين كشور از نظر من مردود است؛ به همين سبب بر آن شدم تا به عنوان يك مجاهد با شما سخن بگويم. من خودتان را تا هنوز نديده ام ولي اسم شما را زياد شنيدهام، نميدانم شما مرا ميشناسيد و يا اسم مرا هم شنيده ايد يا خير؟ ولي من يك مجاهدم ]نه مثل شما طراحِ جنگهاي داخلي[؛ مجاهدي که در طول دوران جهاد شايد از شما و امثال شما كه عمري را در خارج بوديد بيشتر در بيرون راندن قواي روس نقش داشتهام.بيترديد اگر يکي از اولين كساني نباشم كه تفنگ عليه كودتاي 7 ثور گرفته ام، به يقين از دومين كساني هستم كه دست به عمليات مسلحانه زده از كيان وطن و شخصيتملي و ديني كشور به دفاع برخاسته ام و مثل دهها و صدها قوماندان، سردار و عيار وطن گمنام و بينام زندگي كرده و در راه رسيدن به استقلال وطن جهد و تلاش نموده‌ام. نمي دانم براي تان چقدر قابل فهم است و چه قدر به منطقِ حقيقت پايبند هستيد ولي به هرحال من حتي لحظة به خارج نرفتهام و دقيقهي هم از مردم خود جدا نشده‌ام، قرار مسموع در اولين روزهاي استيلاء مجاهدين و پيروزي انقلاب شما وقتي كه از خارج بار سفر بستيد و به پغمان در فضاي خوش آب و هواي آن سامان به تفريح مسكن گزيديد، خواب و خيال را ديديد، در عالم رؤيا هنگامي كه لشكر وهم و خيال بر شما مستولي شد و وجودِ تان از توهم لبريز گرديد، خود را به جاي شاهان، اميران، و بزرگان استبداد و در کل ميراثِسياسي قرون وسطايي تلقي كرده و فردا پيش از آنکه كه آفتاب در آسمان كابل نورش را بگسترد، رهبراني را که مثل خودتان كه داراي شعور و جهان بيني محدود بود، جمع كرديد و مصوبه كرديد كه «هزاره‌ها رافضي اند»، نجس‌اند و بايد كابل از لوث وجود آنان پاك شود، ازبك‌ها مليشه‌اند، چكمه‌هاي نجس دارند، ‌وطن بايد از وجود اين نجاست‌ها صاف گردد! اينكه با اين سخنانِ کينهتوزانه تان به مليتهاي بزرگ و غيور كشور كه به يقين سرداران و عياران آن از شما بيشتر در حصول استقلال و حفظ تماميت ارضي، برگرداندن هويت ملي، ديني نقش اساسي ايفا کردهاند، جاي شك و شبهه‌اي نيست؛ اين كه شما نسبت به آنان تعابير زيبا و هنرمندانه و خلاقانه مطابق روحيات، جهان بيني و درك مفاهيم مذهبي ارزش وجود تان به كار مي‌بريد مربوط به خودتان است و در واقع از تعليم، تربيت و اخلاق پسنديده خانواده، قوم، مكتب، مدرسه، مؤسسه كه به شما سند و اسنادي داده و بالاخره فرهنگ، كلتور و كلچر مليتي تان بر ميگردد كه در آن فضا بار آمده ايد. ما به درکِ نادرست و تعصب قومي و مذهبيِ تان کاري نداريم و همچون شما فحاش هم نيستيم تا زبان اين تنها نعمتِ الهي را به بديها و زشتيها بيالاييم. ما به احترام زبان جواب فحش، دشنام، ناسزا و تعابير زشت را با واژه‌هاي احسن، ادبيات نيكو و به تعبير قرآن «احسنالقول» جواب مي‌گوئيم. همين قدر كافي است بدانيد كه مردم ما از نظر تاريخي از پغمان دل خونين دارد؛ با اين حال هر بار كه مردم پغمان در حق مردم ما جفا كردند، مطابق مصالح علياي كشور از آن به بدي ياد نكرديم و زخم ناسوري بر دل نگاشتيم. اگر تابِ شنيدنِ صداي حقيقت را داشته باشيم، تا هنوز زمزمه تاريخ به گوش مي‌رسد كه عبدالرحمن ملعون و جلاد، اجلاسيه سري را در پغمان دائر كرد كه در آن صد نفر از خوانين پشتون، تعدادي محدود خوانين تاجك، 7 نفر صاحب منصب انگليسي و چند نفر خان هزاره شركت داشتند. در آن اجلاسيه كه بررسي سركوب ازبك‌ها در شمال، خوانين قطغن در شمال شرق،‌ ايوب خان در قندهار... صورت گرفت، تدابيرِ خونبار تاريخي اتخاذ شد؛ در آن اجلاسيه بود كه مشاوران انگليسي به عبدالرحمن طرح و برنامة انهدامِ کامل هزاره‌ها را ريخت، خوانين هزاره به رسم احتجاج جلسه را ترك كرد ولي در يك جلسه سري‌تر فيصله صورت گرفت كه قبل از مارش نظامي بايد هزاره‌جات كارهاي ذيل صورت گيرد: 1- ارتش گورلاي انگليسي كه در كشمير مستقر بود به افغانستان آورده شود، زير نظر مقام پادشاهي و مشاوران انگليسي به هزارهجات رفته و سران هزاره جات را كه از روي كروكي و نقشه قبلاً مشخص شده ترور نمايد كه بعداً اين ارتش گورلاي و چريكي به نام «گرگ كشمير» معروف شد. 2- علماي وابسته به انگليس در همين پغمان مأموريت يافت تا كتاب «وجه‌الدين» را در تكفير مردم، به بهانه جلوگيري از وهابيت بنويسند و بعد از حك و اصلاح مقام پادشاهي و مشاورين انگليسي منتشر نمايد. 3- مواد منفجره از انگلستان آورده شود قبل از مارش نظامي تمام كاريزها، چاها، باغ‌ها و مراكز اقتصادي هزاره‌ها منهدم شود و به آتش بسوزد، تا قحطي، گرسنگي زمينه مقاومت را از آنها سلب نمايد. 4- مكروب طاعون از انگلستان آورده شود قبل از مارش نظامي بالاي هزاره‌جات در ميوه‌جات، چشمه سارها و حاصلات اين قوم كاشته شود تا قبل از مارش نظامي نيروي انساني آنها خود به خود رو به تحليل رود. 5- مقادير امكانات و مبالغ پول، اختصاص يافت تا از طريق خريدن عناصر متذبذب و بي ايمان، نفاق و دسته بندي در درون اين قوم ايجاد شود. اين برنامه در پغمان طراحي و سالهاي 1891 تا 1892 بالاي هزاره جات تطبيق شد و بعد از آن چند محور، محور هرات، باميان، غزني، قندهار مارش گرديد. و باز تاريخ فراموش نمي‌كند كه همين مردم پغمان در عهد خاندان نادري چه ستم‌هاي كه بر مردم ما نكردند. دها و صدها افسانه بر جاي مانده؛ داستان غم انگيز جبار خان، در همين قلعة عبدالواحد را كه از مردم پغمان و از تمام هموطنان اعم از پشتون و هزاره تاجيك و ازبك در سينه‌ها ضبط دارد كه چگونه جوري‌هاي مظلوم را فريب داده در قلعه عبدالواحد به قتل مي‌رساند و خواهرش، با خريطة زهر خود در زيارت خانه‌ها مي‌گشت و مردم را مسموم مي‌كرد. باز زمزمه تاريخ به گوش مي رسد كه همين مردم پغمان در عهد تره‌كي به دستور حفيظ‌الله امين در مارش نظامي بالاي باميان شركت كردند و چه جنايت‌هايي كه از خود برجاي نگذاشت. و باز تاريخ ثبت خواهد كرد كه حضرت شما براي اولين بار كه وارد افغانستان مي‌شويد در سايه لشكر وهم و خيال و خودفريبي، خود را پادشاه، امپراطور، خان خانان تلقي كرده، رهبران به اصطلاح جهادي را در پغمان جمع نموديد و اولين ريفورم انقلابي و اصلاحات اجتماعي را در راستاي تكامل، نوسازي و بازسازي كشور يا بگويم اولين ماده از پلاتفرم دولت اسلامي را همانا پاكسازي هزاره‌ها از كابل در سرلوحة كار تان قرار داديد، به هر صورت اين دومين جنگ است كه بالاي مردم مظلوم ما از طرف شما تحميل مي‌گردد. جا دارد كه به شما يادآور شويم كه در اين جنگ، بازندة اصلي شما هستيد و روزي زبون و خوار و ذليل از کابل اخراج خواهي شد. دلايلي زير شاهد و گواهي بر اين مطلب است. 1- شايد شما ديگر نشده باشيد، اما تاريخ ديگر شده است. جنبش ملي مليت هاي محكوم و مظلوم در كشور به مرحلة پختگي رسيده، تجارب از دوران عبدالرحمن و ماسلف و ماخلف آن مردم را به آگاهي تاريخي، ارتقاء شعور انقلابي سياسي، بسط و انكشاف حركت‌هاي فكري مردم را واداشته است كه اين بار پخته‌تر، تشكيلاتي‌تر، مقاوم‌تر در برابر زورگوييها برخورد نمايند. 2- تجارب 14 سال نظامي‌گري مسلح شدن اكثر مردم خواب و خيال شما را نقش بر آب مي‌كند، زيرا فكر مي‌كنم چند برابر شما مردم ما داراي لشكر، امكانات نظامي، روحية رزمي مي‌باشد كه اين خود به يقين، پلانها و برنامه‌هاي كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت تان را بر باد خواهد داد و عمر تو و پغمان را بيش از آنکه در تخيل محدودت بگنجد كوتاهتر خواهد كرد. 3- خودت مي داني درد آگاهيِ مردم ما نسبت به ظلم، اجحاف و ستم كه در حق شان شده به خصوص دربارة‌پغمان، حس مقاومت را چند برابر خواهد کرد؛ به ويژه اگر اين دردها توأم با آگاهيهاي سياسي، مديريت و رهبري باشد، ميزان مقاومت و توان رزمي مردم ما را بالا مي‌برد و اين شمائيد كه در اين نمايش مي‌بازيد و شکست خورده پغمان را رها کرده و دوباره راهي همان کشورهاي خواهيد شد که شما را به تفرقهافگني ميان مردم افغانستان تشويق مينمايند. 4- تراكم جمعيت نقش اساسي در اين گونه حوادث بازي مي‌كنند، مردم ما در كابل متراكم بوده و 50% شهروندان كابل را تشكيل مي‌دهند. فكر مي‌كنم در صورت ادامه پروسه تجاوز كارانه تان اين شما هستيد كه مناطق خود را در كابل از دست مي‌دهيد. مردم با دست خالي خود شما را از مناطق بيرون خواهد كرد. 5- بايد بنياديترين پندار و توهمِ تان فرو ريزم و آن اينکه كه پيشوا، پيش كسوت و زعيم ملي پشتونها شما نيستيد؛ فكر مي‌كنم پشتونها و حتي شما آقاي حكمتيار را قهرمان ملي پشتون‌ها مي‌شناسيد. اما زعيمِ پشتو هرکه باشد، به هيچ وجه زعيمِ اقوام ديگر نيست. ميخواهم خوابِ تان را آشفتهتر کنم که دورانِ اربابي و زورگويي قوم هموارهحاکم به پايان رسيده است. ميدانم تحمل شنيدنِ اين سخن را نداريد ولي تاريخ همه چيز را آشکار خواهد ساخت. هزاره‌ها حزب وحدت را ارگان انقلابي و تنها نمايندة خود مي‌شناسد. ما داراي وحدت نظر هستيم و باز بازنده شما هستيد. 6- ميزان فداكاري در اين حوادث نقش اساسي دارد. ‌اين را به يقين بدانيد كه مردم، با تمام كم بضاعتي كه دارند، برخوردار از با لاترين توان فداكاري، ايثار و خودگذري، ‌اعم از نظامي و غير نظامي هستند، اما شما هنوز به هدف غارت و سرقت مي جنگيد و مجاهدين تان دالر مي‌خواهد و مردم تان كلدار، كار با انگيزه پولي به جايي نمي‌رسد. 7- فكر مي‌كنم مردم افغانستان مردم آزادة است، از خارجي‌ها بدش مي‌آيد، فرق نمي‌كند اين خارجي‌ها روسي باشد، آمريكايي باشد، پاكستاني باشد، عربي باشد، ايراني باشد و .. شما شخصاً به حق يا به ناحق به نام عوامل وهابي شناخته شده‌ايد و حتي خود تانرا مردم وهابي مي‌خواند، بنائاً اين پديده از نظر روحي بالاي مردم اثر مي‌گذارد و به ضرر شما است. 8- موضع‌گيري‌هاي سياسي شما در قبال آزادي، دموكراسي، حقوق مليت‌ها، اقوام، حقوق زن، تلقي از اسلام و اسلاميزهشدن كشور خود مبين آن است كه حضرت شما و ظرفيتِ فيزيكي مغزتان چگونه است و در آينده اگر قدرت و حكومت به دست شما باشد چه بلايي بر سر اين مردم خواهد آمد؟ قضاوت در اين زمينه در سطح ملي و بين‌المللي منفي است كه به ضرر شما است. 9- پدران ما و شما در ضرب‌المثل محلي خود پند حكيمانه داده است و گفته‌اند كه: «اولوم ناديده فوره نكشيد» يعني زور خود را و توان قدرت خود را سنجيده به ميدان بيائيد. فكر مي‌كنم با وضعيت كه شما داريد به ميدان آمده‌ايد نشانة آن است که از عقل سليم برخوردار نيستيد. اگر به اميد اينكه اين جنگ را شيعه و سني بسازيد، افغان و هزاره بسازيد، خواب است و خيال زيرا شيعه و سني با واقعيت‌هاي موجود در كشور تن داده، همانطوري كه روس‌ها را هماهنگ بيرون كرده، مي‌خواهند هماهنگ زندگي كند. با ارائه مواردي فوق و تمام بدي‌هاي كه برادران پغمان در حق هزاره‌‌ها، چه در كابل و چه در ادوار تاريخ انجام داده‌اند هزاره‌ها طرفدار عناد و دشمني اقوام و قبايل نيست. باز تاريخ فراموش نمي‌كند وقتي كه پغمان مورد هجوم قواي روس قرار گرفت، جايگاه امن و امان پغماني‌ها بهسود بود، سنگلاخ بود، مردم ما با ناديده گرفته تمام بدي‌هاي كه در تاريخ بر آنها روا داشتيد، مهمان نوازي نموده و برادران نابرادر را برادر خواندند. حضرت سياف! اگر جامعه را به دو خط حق و باطل و هابيل و قابيل تقسيم کنيم، شما در خط قابيل و معاندِ حق و حقيقت هستيد و در مسيري گام ميبرداريد که جز خونريزي پيامدي ديگري نخواهد داشت. شما برداشتِ بسيار غلط از اسلام داريد. اميدوارم در استراتژي خود تجديدنظر نمائيد در تلقي و برداشت خود از اسلام، دين و آئين تجديدنظر كنيد. سعي کنيد از يك طرف خود را از مهلكه نجات دهيد و از طرف ديگر عناد بين پشتون‌ها و هزاره‌ها تشديد ننماييد. قاطعانه به شما بگويم که شما در موقعيتي نيستيد كه راجع به مطالبات حقوقي هزاره‌ها نظر دهيد و كوچکتر و حقيرتر از آن هستيد که هزارهها از شما حق و حقوق بخواهد. اميدوارم خواندنِ اين نامه شرابِ زندگي در هوايِ خوشِ پغمان را در کامِ تان تلخ نکند. حتي اگر کام تان را تلخ کند، چارة جز پذيرشِ واقعيت‌هاي موجود نداريد

+ نوشته شده در  4 Mar 2012ساعت 10 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

                    امروزخطبه های تو تفســـــــــــــــــــیر میشــــــــــــود                  

                  هـــــــر انـجـمــــن بـنـــام تـــــو تـدویــــر مـــــی شــــــود

                   دیـــــروز هـــــرچـه دیـــدی و دیــدیـــم  گذشـــت و لیــک

                   آینـــــده در نــگـــاه  تـــو تــصــــــویـــــر مـــــی شـــــــود!

سه سال پيش از اين روز، دست خونآلود تروريزم، يکي از چهره هاي فعال سياسي و شخصيت سرشناس جامعه هزاره در ايالت بلوچستان پاکستان، مرحوم حسين علي يوسفي را به شهادت رساند.   مدیریت وبلاگ اتفاق فرارسيدن سومين سالگرد شهادت شهيد حسين علي يوسفي رهبر فقيد حزب دموکراتيک هزاره را تسليت گفته و براي خانواده و رهروان آن شهيد، آرزوي موفقيت مينمايد.   روحش شاد و یادش گرامی باد.

                                                        مدیریت وبلاگ اتفاق

نصرت نظری


+ نوشته شده در  26 Jan 2012ساعت 3 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

روزی اسب كشاورزی داخل چاه افتاد . حیوان بیچاره ساعت ها به طور ترحم انگیزی ناله می كرد.
بالاخره كشاورز فكری به ذهنش رسید . او پیش خود فكر كرد كه اسب خیلی پیر شده و چاه هم در هر صورت باید پر شود . او همسایه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بیل در چاه سنگ و گل ریختند.
اسب ابتدا كمی ناله كرد ، اما پس از مدتی ساكت شد و این سكوت او به شدت همه را متعجب كرد . آنها باز هم روی او گل ریختند .... كشاورز نگاهی به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه ای دید كه او را به شدت متحیر كرد.
با هر تكه گل كه روی سر اسب ریخته می شد اسب تكانی به خود می داد ، گل را پا یین می ریخت و یك قدم بالا می آمد همین طور كه روی او گل می ریختند ناگهان اسب به لبه چاه رسید و بیرون آمد .
زندگی در حال ریختن گل و لای برروی شماست . تنها راه رها یی این است كه آنها را كنار بزنید و یك قدم بالا بیایید. هریك از مشكلات ما به منزله سنگی است كه می توانیم از آن به عنوان پله ای برای بالا آمدن استفاده كنیم با این روش می توانیم از درون عمیقترین چاه ها بیرون بیاییم

                                                      مدیریت وبلاگ اتفاق

نصرت نظری


+ نوشته شده در  24 Jan 2012ساعت 7 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

 سلام دوستان. چندی پیش سوالی را عنوان (برای آینده بهتر فقط پول لازم است) در صفحه فیس بوک پرسیده بودم که چند تا ازدوستان نظرات خود را گفته بودند ضمن تشکری از آن عزیزان خواستم که نظرات شان را با ذکر نام شان در وبلاگ اتفاق هم به نشر برسانم.

1.گل قشنگ.  ازاول همه مهمتر برای زندگی خوشبخت تندرورستی و آرامش وبعد همراه اش پول محبت و صمیمیت.

2. دنیا دوستی.  عشق لازم است..زیرا هر جا عشق باشد آنجا ثروت و موفقیت هم است.

3. آصف حسین هزاره.  نه فقط پول بسیار چیزهای دیگر هم لازم است.

4.  خلیل دانش.  به زندگی باید عشق ورزید تا خوشبخت بود.

5. ضیا محسنی.  تعلق به نگاه کردن به مشکلی که در زندگی برای یک انسان می افتد دارد، اگر در بین آدم رابطه عاطفی خوبی نباشد پس با پول نمی توان عاطفه و مهر خرید. ولی در این روزها، مواقع که در زندگی ما پیش روی ما است آن پول است که می تواند آدم را خوشبخت کند، پس می توانیم بگوییم که پول مهر و عاطفه را امروزها می خرد که در نتیجه یک زندگی خوب و شادی خواهیم داشت از تجربه خودم در زندگی آری این پول است که آدم را خوشبخت می کند.

6. نور الله سخی زاده.   نه می توان پول را ملاک خوشبختی قرار داد، چون پول اسایش می آورد ولی آرامش را در چیز های دیگر مثل درک صحیح از محیط خود، دانش، شفقت، خوانواده ای سالم و جامعه ای سالم باید جستجو کرد.

7. ضیا رحمیی.  پول نه تنها خوشبختي را مياورد بلكي جنجال در اين دونيا و اخرت و كار روز مره كه ٦ يا ٧ ساعت در روز را به ٢٤ ساعت ميرساند.

8. شریف اکبری.  پول خوب است نه زیاد. در کنار پول عقل هم باشد.

9. باچه آزره. بهترین راه برای زندگی بهتر استمال درست از عقل است.

10. علی جاغوری.   نه فقط پول . در کنار پول سلامتی محبت عشق و کوشش بهتر هم باشه.

11. زهرا هزاره. عقل و پول هر دو لازم است.

در آخر باز هم جهانی سپاس از دوستان که زحمت کشیدن نظر دادن.

                                 مدیریت وبلاگ اتفاق

نصرت نظری
+ نوشته شده در  20 Dec 2011ساعت 9 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً
(سوره نساء/93)

باکمال تأسف و تأثر عمیق، اطلاع پیدا کردم که در روز عاشورای حسینی، در حالیکه ملت شریف و بزرگوار افغانستان در سوگ جانسوز سبط پیامبر مکرم اسلام(ص)  حضرت اباعبد الله الحسین(ع) (که در قرآن محبت او را واجب قرار داده است : قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی [سوره شوری/23])، مشغول عزاداری و سوگواری بوده¬اند، دست پلیدی از آستین دشمنان ملت مسلمان افغانستان بیرون آمده و عزاداران حسینی را اعم از مردان، زنان و کودکان، در شهرهای کابل، مزار شریف و قندهار بخاک وخون کشیدند¬ و ملت مظلوم ما را داغدار نموده-اند.
اینجانب ضمن تسلیت این مصیبت بزرگ به ملت مسلمان افغانستان، مخصوصاً  خانواده های داغدار شهداء، جنایت هولناک امروز را شدیداً محکوم نموده و از دولت اسلامی افغانستان می‌خواهم مسبّبین این فاجعه را به اشدّ وجه مجازات نماید، تا چنین حوادثی صفوف متحد برادران اهل سنت و شیعه افغانستان را (که سالها در کنار هم زندگی مسالمت آمیز و برادرانه داشته¬اند)، متفرق و سُست نسازد.
همچنین از تمام برادران مسلمان اعم از شیعه و سنی تقاضا دارم ضمن حفظ وحدت صفوف شان، با بصیرت، صبورانه و عاقلانه، از این فتنه هولناک عبور نموده و متوجّه توطئه¬های دشمنان اسلام و دشمنان ملت شریف افغانستان باشند و با نیروهای امنیتی همکاری نمایند، تا بار دیگر چنین فاجعه دلخراشی توسط عمّال بیگانه بوجود نیاید.
و در پایان از خداوند متعال برای شهدای عزیز علو درجات، برای مجروحین حادثه شفای عاجل و برای فامیلین داغدار اجر و صبر مسئلت دارم.

و السلام علیکم و علی من التبع الهدی
قربانعلی محقق کابلی
15/9/1390

+ نوشته شده در  7 Dec 2011ساعت 9 AM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

  با کمال تآسف اطلاع یافتم که در اثر حمله تروریستان در زیارت ابالفصل در کابل  تعداد بیشتر از 48 نفر کشته و 104 نفر زخمی شده است.  و انفجار دیگر در مززار شر یف صورت گرفته است که تعداد از عزاداران را شهید و زخمی نموده است. متاسفانه امکان دارد آمار قربانیان بیشتر شود. این انفجار در حالی صورت میگرد که هزارها نفر در حال برگزاری مراسم روز دهم محرم روز عاشورا در این مسجد بوده اند.  شهادت مظلومانه اين شهدا را به مردم سربلند  افغانستان و به خصوص خانوادة محترم شان تسليت گفته براي شهداي پاك غفران الهي و براي بازماندگانش اجر جزيل و صبر جميل از خداوند مسئلت مي نمايم. 

                                          مدیریت وبلاگ اتفاق

   

+ نوشته شده در  6 Dec 2011ساعت 2 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگاراخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د رداخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان
نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد: 
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !
+ نوشته شده در  22 Nov 2011ساعت 5 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

عید کمال دین . سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

شبي در محفلي ذكر علي بود ،

شنيدم عاشقي مستانه فرمود ،

اگر آتش به زير پوست داري ،

نسوزي گر علي را دوست داري

                                           مدیریت وبلاگ اتفاق
+ نوشته شده در  15 Nov 2011ساعت 11 AM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

با عرض سلام و احترام خدمت تمامی دوستان و خوانندگان  عزیز.   خدا را شکر میگوییم که این نعمت را نصیبمان کرد تا بار دیگر عید قربان را جشن گرفته و آن ر را گرامی بداریم. امیدوارم این عید خجسته و فر خنده را با موفقیت کامل و بدور از هر نوع حوادث ناخوشگوار سپری نموده و استدعا مند استم که در پناه رحمت حق بوده و عید مملو از خوشی ها  و دستگیری از نیازمندان و مستمندان سپری نمائید.

                                                      مدیریت وبلاگ اتفاق
+ نوشته شده در  6 Nov 2011ساعت 10 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 

اگر آیند به خشم این ببر های زرد غرجستان

یقینآ هیچ طاقت مانع عزمم نمی گردد

                                      اگر چه روز گار اکنون شبیه شام تاریک است

                                      مگو که کشتمندم خورشید عالم نمیگزدد

اگر یک جرقه از خشم آتش زا بپا خیزد

مگو که کوکبم مصباع در عالم نمیگردد

                                   اگر شرط است خونریزی به عصر صلح و آزادی

                                   کی میگوید که این ملت همه با هم نمیگردد

میاور خون ملت را بجوش ای دشمن جاهل

کنم باور که  دشمن بازبان آدم نمیگردد

                                 به اهل دل بگو واثق هزاره صلح میخواهد

                               که زخم از انتقام و خون بها مرهم نمیگردد

                                    

شاعر: رضا واثق.             

+ نوشته شده در  31 Oct 2011ساعت 1 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  | 


هر روز حساب جدیدی برای شما با ز می شود و هر شب هر چیزی که د ر طی روز استفاده نشده از بین می رود. اگر شما از سپرده های روزانه خود درست استفاده نکنید یک فرد شکست خورده هستید. هیچ راه برگشت وجود ندارد. هیچ  پس اندازی هم برای فردا وجود ندارد. شما باید از طریق سپرده های روزانه و حا ل حاضر خود  زند گی را بگذرانید . از این سپرده ها تا بالا ترین حد برای سلامتی  شا دابی و  موفقیت خود استفاده کنید. زمان در حا ل گذ ز است قد ر و ارزش امروز را بدانید.

      برای اینکه ارزش یکسا ل را بفهمید از دانش آموزی که یکسا ل در امتحان سا لانه موفق نبوده سوال کنید.

      برای اینکه ارزش یک ماه را بفهمید از مادری که زودتر از حد فرزند ش را به دنیا آورده سوال کنید.

     برای اینکه ارزش یک  هفته را بفهمید از یک نویسنده که در یک مجله هفتگی کا ر می کند سوال کنید.

      برای اینکه ارزش یک روز را بفهمید از کا رگر که مزد می گیرد و باید هزنیه 10 فرزند را تا مین کند سوال کنید.

       برای اینکه ارزش یک ساعت را بفهمید از فردی که منتظری قرار ملاقا تش است سوال کنید.

     برای اینکه ارزش یک دقیقه را بفهمید از مسافری که به قطار نرسیده سوال کنید.

       برای اینکه ارزش یک ثانیه را بفهمید از فردی  که  در یک تصا د ف با مرگ دست و پنجه نرم می کند سوال کنید.

.       برای اینکه ارزش نیم ثانیه را بفهمید از ورزشکاری که در المپیک مد ال نقره گرفته سوال کنید

هر لحظه که در اختیار دارید چون گنج می ماند.ارزش آن را بدانید چرا که شما آن را با دیگران تقسسیم می کنید . به اندازه کافی زمان را در اختیار بگیرید و فراموش نکنید که زمان در کمین فرد خاصی نسیت.

هر لحظه که در اختیار دارید چون گنچ می ماند پس  ارزش آن را بدانید.

+ نوشته شده در  21 Oct 2011ساعت 7 PM  توسط نصیر فدایی و نصرت نظري  |